Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :لارا نظریان
تاریخ:سه شنبه 3 بهمن 1391-04:53 ب.ظ

چوگان










سواركاران چوبی دارند كه سر آن مثل چوب گلف است؛ هر تیم پنج سوار دارد و سعی می كند توپ را وارد دروازه حریف كند؛ تقریباً مثل فوتبال است و هر بخش یا گیم بازی «چوكه» نام دارد.



توجه ویژه رهبر انقلاب در مورد رشته ورزشی چوگان:
«چوگان مال ماست. این ورزش را احیا كنید.»

روی نقشه، دنبال باشگاه سواركاری «شهدا» می گردم و می دانم كه اواسط اتوبان «دوران» پیدایش می كنم. نقشه، قدیمی است و به جای اتوبان شهید دوران، نوشته «اتوبان بسیج مستضعفین».

بالاخره آن را پیدا می كنم اینجاست و با یك حركت انگشت به آن می رسم. در نقشه، منطقه وسیعی را با سبز كشیده اند كه یعنی اطراف باشگاه پر از جنگل و مراتع است، علائم را دنبال می كنم، مرز جنگلی تا نزدیك رودخانه جاجرود پیش رفته است و این یعنی، مساحت باشگاه خیلی بیشتر ازآن است كه حدس می زدم...

یكی می گفت: راهش خیلی دور نیست، بروی پیدایش می كنی. كمی آن طرف تر از مقبره الشهداست. درست، روبروی بازار میوه و تره بار پیروزی، آن طرف اتوبان. در راه، به حرف های سردبیر فكر می كنم، اینكه می گفت: روی چوگان بیشتر كار كنید، در تهران یكی دو جا بیشتر نیست كه چوگان دارد.

با دلهره از اینكه نكند گزارش خوب از آب در نیاید، با وسواس بیرون را نگاه می كنم كه راننده می گوید: همین جاست رسیدیم.تابلوی بالای سر اتاقك نگهبانی كه رویش نوشته شده، «سواركاری، چوگان و اصلاح نژاد اسب» این مطلب را تأیید می كند. قبل از رسیدن به باشگاه، بعد از رد كردن اتاقك نگهبانی باید از چند پیچ و جاده خاكی رد شد. اطراف جاده، مراتع زیبایی كه مادیان ها و گوسفندها در آن چرا می كنند، عكاس را هیجان زده كرده است. او از همین حالا لنزش را بر روی یكی از مادیان ها، زوم كرده و می گوید: همین جا بایستیم؟

مرجان ابوالفتحی

مانژ سرپوشیده نداریم

«باشگاه سواركاری و چوگان شهدا» با دارا بودن ۴ مانژ (میدان اسب سواری) مسابقات، پرش، سواركاری و چوگان، قدیمی ترین باشگاه، در تهران است كه قدمتش به بیش از 70 سال بر می گردد.

«حسین تیموری» مربی ارشد و مدیر آموزشی این باشگاه درباره مساحت این باشگاه و تعداد محدود مانژها می گوید: مساحت این باشگاه تا قبل از انقلاب به ۳۰۰ هكتار هم می رسید كه البته شكارگاه «خجیر» هم كه جزو اراضی اینجا بوده را هم شامل می شده اما الان شكارگاه از اینجا جدا شده و مساحت خود باشگاه با مراتع اطرافش به ۷۰ هكتار می رسد.

همچنین این باشگاه دارای ۴ مانژ است كه اگر شهرداری بتواند چند تكه زمین را كه از اینجا جدا شده به اینجا ملحق كند، وسعت باشگاه بیشتر شده و مانژهای بیشتری می توان در آن ساخت.

درحال حاضر باشگاه، مانژ سرپوشیده ندارد كه زمستان ها بتوان از آن استفاده كرد و در فصل بارندگی، به دلیل آب گرفتگی زمین باید تمرین را تعطیل كنیم. البته قبل از انقلاب قرار بود یكی از مانژها را كه الان در آن چوگان بازی می كنند سرپوشیده كنند كه نصفه كاره رها شد و الان نیاز داریم كه این مانژ را سرپوشیده كنیم اما بودجه این كار را نداریم.

خیلی ها چوگان را نمی شناسند

چوگان قدمتی ۳ هزار ساله دارد. این نظر حسین تیموری ۶۸ ساله و قدیمی ترین مربی سواركاری این باشگاه است. «رضا بهبودی» نیز كه ۴۲ ساله و باسابقه ترین مربی چوگان اینجاست می گوید: «كشتی، ورزش ملی ما نیست و از یونان آمده و فوتبال نیز انگلیسی است اما چوگان، صددرصد ایرانی است ولی كمتر كسی آن این ورزش را می شناسد.»

وی علت ناشناخته بودن این ورزش را، مشكلات خاص این رشته، مثل گران بودن آن می داند و می گوید: «هر چوگان باز باید حداقل ۲ تا ۵ اسب داشته باشد. تا بتواند زمان بازی هر ۷ دقیقه یك بار آن را عوض كند تا اسب خسته نشود. غیر از اسب چوب و توپ هم می خواهد و شركت در مسابقه برای شركت كننده خیلی گران تمام می شود.»

شیرین اما خطر ناك

محمدصادق حیرانیان ۶ سال است كه مربی سواركاری است و درحال حاضر نیز به عنوان عضو باشگاه در روزهای فرد، چوگان تمرین می كند ولی درمورد مشكلات این رشته می گوید: «متأسفانه هزینه این رشته بسیار بالاست و اكثر كسانی كه جذب رشته می شوند به خاطر هزینه بالای آن، آن را رها می كنند.

مرور تاریخچه باشگاه، سابقه آن را حتی به دوران ناصرالدین شاه می رساند. یعنی آن زمانی كه اینجا استراحتگاه ناصرالدین شاه بوده و عمارت كلاه فرنگی وسط جنگل كه به دستور ناصرالدین شاه ساخته شد یادگار آن دوران است.
همچنین این رشته خطرناك بوده و هر آن احتمال دارد برای سواركار اتفاقی بیفتد. اگر دست یا پای سواركار در حین تمرین بشكند باید یك ماه تمرین را كنار بگذارد. در نتیجه بدنش افت می كند و از كسب و كار شغلش دورمانده و هزینه ها بیشتر به او فشار می آورد.»

وی عملكرد ضعیف فدراسیون چوگان را علت ناشناخته ماندن این ورزش می داند و می گوید: «اولین سالی كه فدراسیون چوگان اقدام به برگزاری مسابقات این رشته كرد خبرنگاران زیادی حتی از همشهری آمده بودند. آنها تعجب می كردند كه این منطقه چنین باشگاهی دارد و چوگان در آن تعلیم داده می شود.

در آن سال خیلی ها جذب این ورزش شدند و علاقه مندان زیادی پیدا كرد. اما آن سیاست دیگر پیگیری نشد و همچنین انعكاس بد و ناقص چوگان در خبرها و تلویزیون عامل دیگر این ناشناخته بودن است كه باز می گردد به عملكرد ضعیف دراسیون چوگان.»

باشگاهی بی نظیر در تهران

«تیموری» در این رابطه می گوید: «حتی بچه های شهرك غرب و تجریش هم، اینجا را انتخاب میکنند. البته باشگاه خصوصی هم در تهران هست ولی نرخ كلاس های اینجا با آن باشگاه ها خیلی متفاوت است. مسیر كم ترافیك و بزرگی اینجا هم باعث شده تا اكثر علاقه مندان به این دو رشته، اینجا را انتخاب كنند.» وی درباره استفاده اهالی منطقه ۱۳ و مناطق اطراف از این باشگاه می گوید: «در شرق تهران، همین یك باشگاه را داریم، طبیعتاً ساكنان شرق تهران مثل تهرانپارس، تهران نو و پیروزی، بیشتر اینجا می آیند، چون هم اینجا را می شناسند و هم به این ورزش علاقه دارند. خود من در تهران نو زندگی می كنم . خیلی از بچه ها از تهرانپارس و نارمك می آیند.»

در منطقه ۱۳ اماكنی وجود دارد كه شاید بتوان گفت در تهران از هر جهت بی نظیر هستند. یكی از این مكان ها همین باشگاه سواركاری شهدا است كه بین دوكوه واقع شده و با احتساب مناطق جنگلی اطراف و شكارگاه حفاظت شده، یك كمربندی سبز برای تهران و یا حتی منطقه ۱۳ محسوب می شود. خود باشگاه هم از هر جهت بی نظیر است چرا كه سایر باشگاه های سواركاری دولتی در تهران به غیر از اینجا ۲ باشگاه هستند؛ یكی در امانیه كه متعلق به ارتش است و خانم ها نمی توانند از آن استفاده كنند و یكی هم باشگاه «سمند» در نوروزآباد «منطقه ۱۸» كه آموزش چوگان ندارد. همچنین از نظر وسعت و در حاشیه بودن، دسترسی به مركز شهر از طریق اتوبان افسریه و محلاتی و تنوع مانژها و اسب ها، این باشگاه نمونه است.

در این لیگ تازه تأسیس شده، باشگاه شهدا، فعلاً پنجم جدول است. تیموری در مورد مسابقات و محل برگزاری آن می گوید: «مسابقات در اینجا و باشگاه «امانیه» و «نوروزآباد» برگزار می شود همین جمعه پیش درباشگاه خودمان مسابقه بود و هفته آینده پنجشنبه، در باشگاه امانیه مسابقه چوگان برگزار می شود به هرحال، مردم بخصوص مردم منطقه بدانند جمعه ها در باشگاه مسابقه برگزار می شود بد نیست، هم تفریح می كنند هم مسابقات لیگ بدون تماشاگر نمی ماند.

برای حرفه ای شدن چقدر باید صبر كرد؟

گشت زدن در باشگاه و دیدن همه محوطه ها، اصطبل ها و مانژها دو ساعت طول می كشد. در مانژ رسمی كه اولین و مهم ترین مانژ اینجاست،6 سوارکار زن مشغول تمرین هستند.

از حدود ۳ سال پیش كه «چوگان» برای خودش دارای فدراسیون و تشكیلات جداگانه شد، این ورزش و سواركاری از جا تكان خوردند و به قول «تیموری»، «تابش» رئیس فدراسیون سواركاری، این ورزش را زیرورو كرد و برای سواركاری، لیگ راه اندازی كرد. مسابقات هم داریم؛ جمعه ها بیایید.

خانم «گرائیلی» همسر «محمد گرائیلی» یكی از كسانی است كه به همراه پسر و شوهرش در اینجا زندگی می كنند. همسر وی كه مربی سواركاریست سواركاری را از پدرش یادگرفته و خانواده پدرش نیز در همین باشگاه سكونت دارند.

خانم گرائیلی درباره زندگی در اینجا می گوید:« دیگر به زندگی در اینجا عادت كرده ام، اوایل برایم خیلی سخت بود ولی دیگر به آن خو گرفته ام ولی دوری راه و دور بودن به مركز شهر مشكلاتی را برایم ایجاد كرده است و به دلیل عدم دسترسی به خدمات شهری نمی توانم پسرم را به مهد كودك بسپارم و او مجبور است در اینجا تنها بازی كند. خانواده و اقوامم نیز به خانه ما كمتر رفت و آمد می كنند و دوری راه را بهانه می كنند». این باشگاه چند عضو دارد؟تیموری كه از اول تا آخر دیدار ما از باشگاه در كنار ما حضور دارد در جواب می گوید: «با مالكان اسب ها، ۱۵۰ نفر می شوند».

وی درباره تعداد مهترها (كسانی كه از اسب ها نگهداری می كنند) و خانوار ساكن در اینجا می گوید: «مهترهابا كشاورزان حدود ۲۲ نفر هستند و ۴ خانواده هم در اینجا زندگی می كنند».

تیموری در مورد آنها می گوید: بعضی از این خانم ها یكسال است عضو این باشگاه هستند، بعضی هایشان هم بیشتر یا كمتر ازیك سال است كه عضو باشگاه شده اند.

وی در مورد زمان لازم برای حرفه ای شدن یك سواركار یا چوگان باز می گوید: «سواركارها در پایان پنج ترم می توانند در حد معمولی سواری كنند. اما برای حرفه ای شدن زمان زیادی لازم است. در مورد چوگان نیز كه آموزشش سخت است همین طور است. در این رشته كه مشكلات زیادی دارد نیز پنج ترم لازم است تا شخص آموزش های لازم را ببیند ولی برای حرفه ای شدن راه زیادی هست.

بعد مراحل «هندی كاپ» شروع می شود و تا هندی كاپ پنجم كه آخرین مرحله است، شخص می تواند پیشرفت كند.» چوكه یا همان گیم در بسكتبال مانژی كه چوگان بازها قرار است در آن تمرین كنند خالی است. آنها هنوز نیامده اند و آفتاب ساعت ۵ بعدازظهر زیاد با ما مهربان نیست.

«جواد كلانتری» مسئول امور انتظامی باشگاه، درباره استفاده از این كلاس ها می گوید: این را هم من از طرف «تابش» رئیس فدراسیون سواركاری می گویم؛ «از كلیه خانواده های معظم شهدا، ایثارگران و جانبازان برای استفاده رایگان از این باشگاه دعوت می كنیم». و «تیموری» هم می گوید: این ورزش سالم است و اگر جوانان را به این ورزش تشویق كنیم، دنبال كارهای خلاف نمی روند. الان عضوهای ما زیاد شده و ما هر روز تعدادی از مراجعه كنندگان را به علت محدودیت اسب و ساعت های تمرین رد می كنیم. هركس وارد این رشته می شود نمی تواند آن را رها كند و اسب هم این قدر دوست داشتنی است كه با انسان سریع انس می گیرد.

وی با اشاره به این مانژ كه قرار بود سرپوشیده شود می گوید: این همان، مانژی است كه اگر بودجه و اعتبار بدهند آن را سرپوشیده می كنیم و از آن استفاده می كنیم. تیموری درباره چوگان می گوید: «سواركارها چوبی دارند كه سرش مثل چوب گلف است، هر تیم پنج سوار دارد و سعی می كند توپ را وارد دروازه حریف كند. تقریباً مثل فوتبال است و هر بخش یا گیم بازی «چوكه» نام دارد. کم كم سروكله چوگان بازها پیدا می شود، زن سفیر كره جنوبی هم، یكی از آنهاست. تیموری ادامه می دهد: «روزهای فرد به خانم ها اختصاص دارد و روزهای زوج آقایان تمرین می كنند».

چه بهتر که این رشته را بیشتر به مردم و جوان ها بشناسانیم و هرچه بیشتر برایش تبلیغ كنیم. خود باشگاه را هم بخصوص مردم منطقه ۱۳ می شناسند ولی سواركاری مخصوصاً چوگان برای مردم ناشناخته است. مردم باید بدانند بدون داشتن اسب، هم می توان اسب سواری كرد.

باشگاه سواركاری

فرودگاه: این باشگاه یك فرودگاه هم دارد كه به آن میدان هلی كوپتر هم می گویند و از آن برای صعود و فرود هلی كوپتر شاه پهلوی استفاده می شده است.









درساژ: هنرهای شخصی با اسب را «درساژ» می گویند.
تروبلد: یك نوع نژاد خالص اسب است كه در ایران و این باشگاه نمونه های آن وجود دارد.
اسب كلاسی: به غیر از اسب هایی كه مالكین آنها را به باشگاه سپرده اند تا از آن نگهداری كنند، خود باشگاه هم تعدادی اسب كلاسی دارد كه كسانی كه اسب ندارند از آنها استفاده می كنند.
موزه باشگاه: درست در كنار دفتر باشگاه قرار گرفته و اشیایی چون كالسكه و مجسمه سربازان دوران شاه، زین و وسایل قدیمی مربوط به این رشته، به معرض نمایش گذاشته شده است.

چوگان دولتی است،اما...

اینكه همه ورزش ها، فدراسیونی دارند و باید تحت نظر تشكیلات دولتی كار كنند با دو نگاه مثبت و منفی قابل بررسی اشت. اما در مورد چوگان این اتفاق نیفتاد و «ایلخان زاده» و «باقری» رئیس و دبیر این فدراسیون، در دسترس نبودند تا از آنها بپرسیم برای معرفی بیشتر چوگان به جامعه و به منطقه چه كارهایی كرده اند.








ورزشی كه دولتی باشد، حداقل حسنش این است كه می توان هر از گاهی انتظار یك اتفاق تازه، پیشرفتی محسوس و یا یك افتخار ورزشی را داشت، با رئیس فدراسیونش ساعت ها بحث كرد و به جواب این سؤال «كه چرا بعضی از ورزش ها كمتر بین مردم جا افتاده اند» رسید.

یكی اینكه به دلیل دولتی بودن، تا حدی درگیر و اسیر بوروكراسی اداری و ضوابط مدیریتی هستندو نگاه مثبت، اینكه، چون تأمین هزینه هایشان با دولت است، نگران بازگشت سرمایه نیستند، بنابراین می توانند جوابگوی طیف گسترده تری از تقاضاها باشند و از طرفی به تازگی با دستور «مهندس علی آبادی» رئیس سازمان تربیت بدنی، فدراسیون ها موظف شده اند برگزاری مسابقات و لیگ های شان را ساماندهی كنند، بخشی از هزینه های شان را خودشان تأمین كنند و مدال آور باشند كه این اتفاق، را باید به فال نیك گرفت.


اینكه به چوگان پرداخته نمی شود و اصلاً هم زیر نگاه تیز منتقدان رسانه ای قرار ندارد فرصتی مناسب را در اختیار این فدراسیون قرار می دهد تا به آرامی و دور از هرگونه هیاهو و سروصدا، چوگان را ذره ذره، احیا كنند. طوری كه حداقل كسی نباشد كه دیگر چوگان را نشناسد اما تجربه سه سال گذشته، نشان می دهد كه مسئولان هنوز نتوانسته اند از این فرصت به خوبی بهره ببرند.

امروز، چوگان نگاه و طرحی جدید را می طلبد، طرحی كه بتواند از لابه لای خطوط و كلمات درهم یك كتاب، جملاتی زیبا و پرمعنی بسازد. شاید سال ها طول بكشد تا این اتفاق بیفتد.

برگزاری لیگ منظم، طبقه بندی مربیان این رشته از نظر تجربه و تخصص و معرفی این ورزش به جامعه و یا حداقل مردم مناطقی كه در آن چوگان برگزار می شود و دعوت از مردم برای دیدن مسابقات این رشته در باشگاه هر منطقه، حداقل كارهایی بود كه باید انجام می شد.


avt.NavXp




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات