تبلیغات
اسب ها - مطالب بهمن 1391


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :لارا نظریان
تاریخ:چهارشنبه 25 بهمن 1391-04:11 ب.ظ

دامپزشكی

دامپزشکی دانشی تجربی است که به شناخت، درمان و پیشگیری بیماریهای حیوانات اهلی و درمان سایر حیوانات می‌پردازد. در این رشته همچنین به بیماریهای مشترک انسان و دام پرداخته می‌شود.

دامپزشکی دانشی کهن است و در ایران قدیم از دامپزشک به عنوان بیطار یاد می شده است. واژه انگلیسی دامپزشکی (veterinarian) برای اولین بار توسط توماس براون در سال ۱۶۴۶ به کار گرفته شد.

 

تاریخچه [ویرایش]

دامپزشکی در جهان [ویرایش]

علم دامپزشکی با عبور انسان نخستین از حالت شکارچی به کشاورز متولد شد. همزمان با رواج اهلی کردن حیوانات، دامپزشکی اهمیت بیشتری یافت. در لوح حمورابی (۲۲۰۰ سال قبل از میلاد) ارزش کار فردی که به معالجه گاو وسایر حیوانات می‌پرداخته تعیین نموده‌است. بعد از سقوط امپراطوری روم و تا حدود قرن سیزدهم میلادی، اسناد کلی راجع به دامپزشکی وجود دارد. در قرون وسطی و اعراب اطلاعاتی را در مورد دامپزشکی از هند و ایران کسب نمودند. کلود بورگلا (۱۷۷۹ – ۱۷۰۲) مطالعات فراوانی بر روی اسب انجام داد و دائره المعارف جالبی راجع به آن به رشته تحریر در آورد.

بورگلا باهمکاری آلمبرت، مالشرب، ولتر، دیدرو و تورگو اولین مدرسه دامپزشکی را در شهر لیون فرانسه تاسیس نمودند. با موافقت لوئی پانزدهم، شورای دولتی پادشاهی قانون تاسیس مدارس دامپزشکی را در تاریخ ۴ اوت ۱۷۶۱ تصویب نمود و در تاریخ ۱۰ ژانویه ۱۷۶۲ اولین مدرسه دامپزشکی در دنیا افتتاح شد. در سال ۱۷۶۶ مدرسه دامپزشکی دیگری در مزون آلفورت (پاریس) تاسیس شد. سپس تا قبل از سال ۱۸۰۰ به طور متوالی مدارس دامپزشکی در وین، تورین، کپنهاک، پادوآ، هانور، لایپزیک، بولونیا، ناپل، برلین، مونیخ، میلان، لندن و مادرید تاسیس شدند. دامپزشکی همگام با پزشکی پیشرفت نموده و روشها و تکنیکهای مورد استفاده خود را بصورت مشترک با آن بدست آورده‌است. دامپزشکی در واقع در تقاطع راه پزشکی و کشاورزی قرار گرفته و در روابط میان انسان و حیوان نقش مهمی را ایفا می‌کند.

دامپزشکی در ایران [ویرایش]

دامپزشکی کهن در ایران [ویرایش]

در سفرنامه فیثاغورث در مورد زرتشت و آئین او نکته جالبی وجود دارد و آن نکته این است که زرتشت از فن دامپزشکی و درمان حیوانات اطلاع داشته‌است که در کتاب اوستا می‌توان نکات متعددی درباره پرورش حیوانات و روش درمان بیماریهای دام مشاهده کرد.

در این کتاب برای اولین بار به طبقه بندی حیوانات برمی خوریم. مسئولیت پرورش و درمان بیماریهای حیواناتی چون اسب، گاو، گوسفند، شتر، سگ، و پرندگان به عهده دامپزشکان بوده‌است و دامپزشکان بدین جهت دارای مقامی ارجمند و با ارزش بوده‌اند.

علاوه بر این چون اسب در ارتش ایران باستان نقش بسیار ارزنده و مهمی داشته‌است، لذا دامپزشکانی که عهده دار تربیت و پرورش و همچنین درمان بیماریهای آنها بوده‌اند، دارای مقامی بسیار والا بوده‌اند. چنانکه رئیس اداره دامپزشکی ارتش در زمان داریوش دارای مقام سپهبدی و فرماندهی دسته سواره نظام بوده‌است. فن دامپزشکی در حدود ۵۰۰ سال بعد از میلاد مسیح در ایران به صورت علمی و کلاسیک در آمده‌است. باید توجه داشت هدف از تربیت مدرسه دامپزشکی در آن زمان درمان اسبان ارتش بوده‌است لذا احتیاج به داشتن افراد متخصص و کاردان زیاد بوده و دامپزشکان در آن زمان به نگارش کتبی تحت عناوین پرورش اسب، فن سوارکاری، درمان بعضی از بیماریهای غیر عفونی و عفونی و چگونگی استفاده از اسب در جنگ اقدام نموده‌اند.

مهمترین وظیفه دامپزشک درایران بعد از اسلام درمان و جلوگیری از بیماری اسبان بود که از دو جنبه جهاد و انجام فریضه حج اهمیت فوق العاده داشت. در ایران در تمام سده‌های بعد از اسلام دامپزشکی در مدارس و جایگاههای خاصی تدریس می‌شد.

دامپزشکی نوین در ایران [ویرایش]

در سال ۱۲۹۰ هجری شمسی که دولت ایران تصمیم گرفت تشکیلات ژاندارمری نوینی را پایه گذاری نماید از دولت سوئد عده‌ای کارشناس نظامی برای تاسیس ژاندارمری استخدام نمود که به همراه افسران سوئدی دو نفر دکتر دامپزشک نیز بودند این دو نفر افسر دامپزشک به اتفاق دامپزشکان اقدام به تاسیس مدرسه دامپزشکی برای تربیت کادر مورد احتیاج ارتش نمودند.

- در سال ۱۳۱۱ بنای دانشکده دامپزشکی ابتدا به صورت مدرسه و بعداً دانشکده گذارده شد. در ابتدای امر این دانشکده زیر نظر وزارت کشاورزی بود ولی بعد با اعزام تعداد قابل ملاحظه‌ای دانشجو به کشور فرانسه و مراجعت ایشان از وزارت کشاورزی منتزع گردید و ضمیمه دانشگاه تهران شد.

-در سال ۱۳۰۴ پس از همه گیری طاعون گاوی (اولین بار در سال ۱۲۹۵ همه گیری طاعون گاوی در شمال و مرکز ایران گزارش شده‌است) شیوع یافت و خسارات بسیاری را سبب شد و در نتیجه در وزارت کشاورزی اداره‌ای به نام سازمان دفع آفات حیوانی (که بعداً به صورت سازمان دامپزشکی درآمد)تاسیس گردید. این شعبه تحت نظارت مؤسسه پاستور (وابسته به وزارت فوائدعامه)با ۲۲نفر پرسنل شامل ۱۴ نفرکادر فنی و ۸ نفر کادر خدماتی تشکیل و مسئولیت آن به عهده مرحوم دکتر عبداله حامدی گذاشته شد.

- در سال ۱۳۰۵ مؤسسه پاستور شعبه دفع آفات حیوانی به وزارت فلاحت منتقل شد.

- در سال ۱۳۱۴ با توجه به ضرورت کنترل بیماریهای مهلک دامی و نظارت بهداشتی دام و فرآورده‌های دامی قانون تفتیش صحی حیوانات به تصویب مجلس شورای ملی رسید و اداره کل دامپزشکی جایگزین مؤسسه دفع آفات حیوانی شد.

- در سال ۱۳۲۴ آئین نامه بازرسی مواد خوراکی مورد تصویب هیات وزیران قرار گرفت و مسئولیت مهمی به دامپزشکی محول گردید.

- در سال ۱۳۲۵ بنابر مصوبه هیئت دولت، بنگاه کل امور دام شامل دو اداره کل دامپروری و دامپزشکی تشکیل گردید. به موجب این مصوبه ادارات دامپزشکی در استانها و شهرستانها بخشی از ادارات کشاورزی استان گردید.

- در سال ۱۳۲۶ اختیارات محدودی به دامپزشکی استانها داده شد به طوری که در هر اداره کشاورزی ۲ معاونت ایجاد شد. یکی از این معاونتها ویژه دامپزشکی در نظر گرفته شد. معاون دامپزشکی رئیس اداره دامپزشکی نیز بود و کلیه امور فنی و مالی در اختیار وی قرار داشت.

- درسال ۱۳۳۹ طی دستور وزیر کشاورزی کلیه ادارات دامپزشکی استانها مستقل و تحت نظارت مستقیم مدیر کل دامپزشکی کشور قرار گرفتند.

- بروز بیماری طاعون گاوی در سال ۱۳۴۸ و تلفات سنگین ناشی از آن و نقش حیاتی دامپزشکی در ریشه کنی آن و گسترش دامداریهای صنعتی در کشور، بازنگری در وظایف و تشکیلات دامپزشکی را اجتناب ناپذیر نمود.

- سرانجام با تلاش و پیگیری مسئولین در سال ۱۳۵۰ قانون سازمان دامپزشکی کشور مشتمل بر ۲۱ ماده و یک تبصره به تصویب مجلس شورای ملی و مجلس سنا رسید.

- در سال ۱۳۶۷ شبکه‌های دامپزشکی استانها دوباره تشکیل و زیر نظر سازمان مرکزی قرار گرفتند. بنا بر دستور وزیر کشاورزی بودجه مستقل به ادارات دامپزشکی استانها اختصاص یافت.

- در سال ۱۳۶۸ بنا بر تصویب مجلس شورای اسلامی، سازمان دامپزشکی کشور و شبکه هادر استانها از وزارت کشاورزی جدا و به وزارت جهاد سازندگی پیوست.

- در تشکیلات کنونی وزارت جهاد کشاورزی سازمان دامپزشکی کشور به عنوان سازمانی مستقل وابسته به آن وزارت شناخته شده و رئیس سازمان دامپزشکی کشور مستقیما تحت نظارت وزیر به انجام وظیفه می‌پردازد. در استانها نیز ادارات کل دامپزشکی ودر شهرستانها شبکه دامپزشکی به طورعمودی زیر نظر سازمان مرکزی دامپزشکی وبه شکل افقی با سازمان جهاد کشاورزی و مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان مرتبط می‌باشد.

شرایط تحصیل و نظارت [ویرایش]

در هر کشور با فراخور وجود دام، طیور، آبزیان و حیات وحش، دوره های تحصیلی متفاوت است اما در اصل و مبنا یکسان. مثلا در اروپا، درس اقیانوس شناسی به دانشجویان تدریس می شود اما در ایران این درس بعد از انقلاب اسلامی ایران حذف شده است.

آموزش دامپزشکی شامل دوره‌هایی از دروس زیر است: بیوشیمی، آناتومی، بافت شناسی، فیزیولوژی، میکروب‌شناسی، آسیب شناسی، فارماکولوژی، ایمونولوژی، آمار حیاتی، اصول تغذیه دام، تغذیه اختصاصی دام و طیور، انگل شناسی و بیماری های انگلی، باکتری شناسی و بیماری های باکتریایی، بهداشت وصنایع شیر، بیماری های ماهی و آبزیان، جنین شناسی، سم شناسی، قارچ شناسی، صنایع و مواد غذایی با منشا دامی، کنترل کیفی و بهداشت مواد غذایی، ویروس شناسی، اصلاح نژاد دام، انتخاب و تلقیح مصنوعی دام، ژنتیک، اصول جراحی و هوشبری، تهیه مقاطع بافتی، اصول معاینه، کالبدگشایی و نمونه برداری، اصول همه گیرشناسی، بهداشت و بازرسی گوشت، روان شناسی، رفتارشناسی، بیماری های اندام حرکتی، بیماری های تولید مثل، بیماری های طیور، بیماری های درونی دام های بزرگ و کوچک، بیماری های متابولیک دام، بیماری های مشترک بین انسان و دام، پرورش و بیماری های زنبورعسل، جراحی های دام بزرگ و کوچک، عملیات درمانگاهی، کلینیکال پاتولوژی، مامایی، مسمومیت های دام، حیات وحش، کارورزی های داخلی و جراحی دام های بزرگ و کوچک وطیور وآبزیان، آزمایشگاه مرکز تشخیص، کارآموزی و پایان نامه. از طرف دیگر موضوعات بالینی شامل حیطه‌های اصلی طب داخلی، جراحی، طب پیشگیری و کارآموزی بالینی می‌باشد. تکنیکهای به کار رفته در درمانهای دارویی و جراحی این رشته همان تکنینکهای به کار رفته در پزشکی می‌باشد. بعضی از دامپزشکان در رشته خاصی همچون مراقبت از حیوانات کوچک(حیوانات خانگی) و یا دام تخصص دارند. برخی دیگر از دامپزشکان در زمینه درمان حیوانات وحشی (دامپزشک باغ وحش) تخصص دارند. اما اکثر ایشان در رشته های؛ بیماری های طیور، آبزیان و دام تخصص گرفته و به امر درمان یا تدریس مشغول می شوند.

در بسیاری از کشورها دامپزشکان باید دوره‌ای دانشگاهی به مدت ‏شش تا هفت‏ سال را طی کنند تا مدرک دامپزشکی (.D.V.M) را دریافت کنند که معادل دکترای عمومی است. دوره های تخصص بمانند رشته پزشکی وجود داشته و فارغ التحصیلان رشته دکترای دامپزشکی می توانند برحسب علاقه شان در رشته های متعدد تخصص دامپزشکی و پزشکی ادامه تحصیل دهند، طول دوره های تخصصی بطور متوسط 4 سال بوده و برخی از این رشته های تخصصی عبارتند از: دکترای تخصصی دامپزشکی: بیماریهای طیور، مامایی و بیماریهای تولیدمثل دام، آسیب شناسی، جراحی دامپزشکی، کلینیکال پاتولوژی دامپزشکی، بیماریهای داخلی دامهای بزرگ، میکروبیولوژی دامپزشکی، بهداشت و بیماری های آبزیان، انگل شناسی، فارماکولوژی دامپزشکی، بهداشت و کنترل مواد غذایی، بافت شناسی مقایسه ای، بیماریهاى داخلى دامهاى کوچک، قارچ شناسى دامپزشکى، جراحى دامپزشکى، علوم تشریحى دامپزشکى، رادیولوژى دامپزشکى، ایمنى شناسى، ویروس شناسى دامپزشکی

دکترای تخصصی پزشکی:همچنین دامپزشکان میتوانند در رشته های تخصص علوم پایه ی پزشکی به تحصیل بپردازند.

نیاز دامپزشکی در هر کشور با کشور دیگر تفاوت دارد. در برخی کشورها مدت تحصیل دامپزشکی ۴ سال و در برخی دیگر ۸ سال است که بعد از گرفتن مدرک دبیرستان درجه رشتهٔ دامپزشکی درخواست شده معین می‌گردد که درچه رشته‌ها هم نیز در هر کشور متفاوت است. در بعضی کشور مدرک دکترا داده می‌شود و در برخی دیگر همانند امریکا وقتی که دانشجو مدرکش را گرفت باید در مراکزی که کشور برای کسب تجربه مهیا کرده‌است کلاس بگذراند و امتحان دهد تا مدرک اصلی را دریافت کند.دانش اموزان باید برای ورود به دانشگاه امتحان MCAT یا VCAT را بدهند و ۵۰۰ ساعت کاراموزی گذرانده باشند. در ایران دکترای دامپزشکی طی مدت 6 الی 7 سال اخذ می شود و این مدت به 4 قسمت اصلی تقسیم می شود؛ 1-علوم پایه 2-مبانی پیش درمانگاهی و دروس بالینی 3-دوره بالینی و کلینیکی 4-پایان نامه و گزارش تحقیق

سایت برخی از دانشکده های دامپزشکی کشور ایران بشرح ذیل است:




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دامپزشكی 
نویسنده :لارا نظریان
تاریخ:چهارشنبه 18 بهمن 1391-03:06 ب.ظ

عکس خنده دار اسب




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عكس های اسب 
نویسنده :لارا نظریان
تاریخ:سه شنبه 17 بهمن 1391-09:34 ب.ظ

عکس های بسیار زیبا از دنیای اسب




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عكس های اسب 
نویسنده :لارا نظریان
تاریخ:سه شنبه 3 بهمن 1391-04:21 ب.ظ

نژاد اسب های مختلف

مجموعه: گیاهان،حیوانات و آکواریوم

نژاد اسب ها, عکس اسب ها

انواع نژاد های اسب انواع نژادهای اسب هایی که قد آنها از 140 سانتیمتر بیشتر است و از نوع خونگرم و خونسرد هستند عبارتند از :

آپالوزا- آخال تکه - آردنز - آردنه - آردنه بلژیک - آلتریل - آمریکن سادس هورس - آندالوزی - آویلیگنس - ارلف - استاندارد برد - الدنبورگ - انسیدلر - بارب - بارپانت - برتون - بودیونی - بولوگ - بولونز - پالامینر - پرشرون - پرویی - پینتو - تربرد - ترسک - ترکمن - توریک - دال - دره شوری - زال آمریکایی- ژوتلند - سافولک پانچ - سنگین بلژیک - سنگین لیتوانی - ساکولسکس - سالرنو - شایر - شلزویک - عرب - فرانش مونتانی - فردیک بورگ - فریژن - فنلاندی - فوریوزو - قدم روتنسی - قره باغ - قره قابی - قزاق - کاباردین - کارابر - کانادایی - کشش آلمانی - کشش ایتالیایی - کشش روسی - کلادروبر - کلید سدال - کلیو لندبای - کنتاکی سادس هورس - کواتر هورس آمریکایی - گلدرلند - لوکه - لی پی زاتر - مالاپولسکی - مانگالارگا - موراکزی - مورگان - مورگز - موستانگ - نورث سویدیش - نوریکر - نونیوس - والر - ورتمبرگ - ولادمیر - ویلکوپولسکا - هاکنی - هانوورین - هلشتاین - هنتر - یموت - یورتمه رو آلمانی - یورتمه رو روسی - دن انواع اسبچه ها نیز عبارتند از : آمریکایی - بوسنیایی - دالس - فل - ولس کاب - فلابلا - اکسمور -اسبچه خزر - شتلند - کوهستان ولش - هاکتی - ایسلند- دارتمور - فجورد - نیوفورست - یاقوت

کوارتر(Quarter)این نژاد آمریکایی بوده و از آمیزش نژادهای عرب، بارب و اسپانیایی به وجود آمده و با آمیزش با اسب‌های اصیل انگلیسی اصلاح یافته‌است. قد متوسط آن حدود ۱٫۵۰ متر است. سر آن کوچک و مثلث شکل است و بدنی عضلانی دارد. سرعت این اسب در مسافت‌های کوتاه بالاست و در مسابقات وسترن و رودئو مورد استفاده بسیار قرار می‌گیرد. تقریباً همهٔ رنگ‌ها در این نژاد دیده می‌شوند.

آپالوسا این نژاد به اسب‌های سرخ پوست معروف است. زیرا برای اولین بار توسط آن‌ها پرورش داده شده‌اند. آپالوسا نیز نامی است که از رودخانه‌ای به نام پالوس، نزدیک یکی از قبایل سرخ پوست گرفته شده‌است.خصوصیت بارز این نژاد لکه‌های رنگی روی بدن آن است. این لکه‌ها به شکل‌ها و رنگ‌های مختلف بر روی زمینه‌هایی با رنگ‌های متفاوت قرار دارند. به همین دلیل اسب‌های این نژاد از نظر ظاهری بسیار متنوع می‌باشند. بلندی جدوگاه این اسب‌ها بین ۱٫۴۲ تا ۱٫۶۳ متر می‌باشد. این اسب دارای سینه‌ای پهن و کمری کوتاه است. یال و دم این نژاد خیلی پر پشت نمی‌باشد.

فالابلا با این که فالابلا از نظر قد پونی محسوب می‌شود، ولی به دلیل ریشه‌های نژادش در لیست اسب‌ها قرار می‌گیرد. این نژاد به احتمال قوی از آمیزش اسب‌های اصیل انگلیسی با شتلندها (Shetland) به وجود آمده‌است. قد فالابلا حدود ۷۸ cm است و به نوعی یک اسب مینیاتوری محسوب می‌شود. با این وجود، نسبت به قد کوتاهش از توان بدنی بالایی برخوردار است.

شایر(Shire) این نژاد از شمال انگلستان ریشه می‌گیرد و بزرگ‌ترین نژاد اسب است. قد شایرها به ۲ m نیز می‌رسد. وزن آن هم حدود ۱ تن می‌باشد. این نژاد نیز بسیار قدیمی بوده و نام آن توسط سزار هزاران سال پیش در ماجرای جنگ‌های گالی (Gaules) آمده‌است. رنگ شایرها معمولاً سیاه بوده، ولی به رنگ کهربایی با لکه‌هایی سفید در پاها یا سر نیز دیده می‌شوند. بدن آن‌ها بسیار عضلانی و قوی است و از آن‌ها برای کشیدن درشکه یا گاری استفاده می‌شد.این نژاد بسیار آرام، مهربان و مطیع می‌باشد.

اصیل اسپانیایی (آندالوزین Andalusian)این نژاد قدیمی از منطقه‌ای به نام «اَندَلُس» در اسپانیا ریشه می‌گیرد. قبل از قرون وسطی، این اسب‌ها به دلیل چابکی و نرمی حرکات، در جنگ‌ها بسیار مورد استفاده قرار می‌گرفتند. در قرون وسطی، به دلیل سنگینی سلاح‌های جنگی، اسب‌های درشت هیکل تر ترجیح داده می‌شدند تا این که با رنسانس نرمی و سبکی حرکات این اسب‌ها دوباره مورد توجه قرار می‌گیرد. امروزه از این نژاد به خصوص در نمایش‌ها و سیرک‌ها استفاده می‌شود.بلندی این اسب‌ها بین ۱٫۵۵ تا ۱٫۶۵ متر است و معمول ترین رنگ آن‌ها خاکستری است. رنگ آن‌ها با بالا رفتن سن به تدریج روشن تر می‌شود. پال اسبان اصیل اسپانیایی بلند و حالت دار است.فریزین (Friesian)فریزین از جمله قدیمی ترین نژادهای اسب هاست. استخوان‌های سه هزار سالهٔ آن در اروپا در هلند کنونی یافته شده‌اند. ابتدا از فریزین برای کشیدن گاری استفاده می‌شد. در قرون وسطی به دلیل ظاهر و وقار و حرکات شاهانه اش در دوئل برای از رو بردن حریف استفاده می‌شد.قد متوسط فریزین بین ۱٫۵۵ تا ۱٫۶۵ متر است. بعضی ار فریزین‌ها به ۱٫۷۵ متر نیز می‌رسند. رنگ آن‌ها همیشه سیاه یک دست است، مگر در صورت آمیزش. به همین دلیل به مروارید سیاه معروفند. پال و دم آن‌ها نیز مشکی، بلند و مجعد یا حالت دار است. حرکات این اسب، به خصوص به هنگام یورتمه بسیار با وقار است. رفتار این اسب‌ها به طلا معروف است، زیرا بسیار قابل اعتماد هستند و به صاحب خود دلبستگی زیادی دارند. همچنین در بسیاری از مسابقات مثل درساژ بسیار خوب عمل می‌کنند .

آشنایی با اسب عرب

نژاد اسب ها, عکس اسب ها

- نژادهای قدیمی اسب ایران اسب قدرتمند نسایی را تشکیل دادند.- اسب نسایی از غرب ایران به بین النهرین و سپس عربستان و دیگر ممالک عربی برده شد.- با توجه به نبود اسب در صحاری عربستان و مصر، اسب های برده شده اهمیت و قدر و منزلت خاصی داشتند و در نزد روسای قبایل به بهترین نحو نگهداری و پرورش یافتند.- قبیله های عرب تعصب خود بر روی تبار قبیله ای را در مورد اسب های ارزشمند و زیبایشان نیز حفظ کردند و با توجه بسیار به تکثیر و پرورش آنها پرداختند و تیره های مختلف اسب عرب پدید آمد.- توجه به شکوه و زیبایی خیره کننده هر اسب که برتری مالک آن را ثابت می کرد، انتخاب جهت بهبود نژاد را به سمت گزینش اسب های زیباتر و ظریف تر برد.- از طرفی نیاز به استفاده در شرایط سخت بیابان های بی آب و علف، انتخاب اسب های قویتر و با استقامت بیشتر را لازم نمود.- بدین ترتیب اسب عرب با زیبایی هر چه تمام تر و قدرت بالا در طی قرن ها به صورت نژادی ارزشمند درآمد.- نقش اعراب و قبایل مختلف آن در ایجاد این نژاد با ارزش و محبوب انکار ناپذیر می باشد.- در جریان جنگ های صلیبی، اروپاییان با این اسب توانا و زیبا آشنا شدند و شهرت آنان به قدری شد که حتی هر اسب شرقی را عربی خطاب می کردند. پس از این دوران اسب های عرب به اروپا راه یافتند.- در سال های پس از جنگ جهانی دوم اصلاحات فراوانی بر روی نژاد اسب عرب صورت گرفت و بیشتر به سمت گزینش اسب های زیباتر و ظریف تر حرکت نمود. در این مسیر بخش قابل توجهی از توان اسب عرب که شامل قدرت آن نیز می شد، کمرنگ شده و زیبایی مخصوصا" سر پر اهمیت تر گشت.- نقش قبایل عرب ساکن ایران در بهبود این نژاد و اهتمام فراوانی که در نگهداری و پرورش این نژاد داشته اند بسیار ارزشمند بوده است.- اسبی که امروزه در دنیا به نام عرب ایرانی مطرح است، از سرشاخه های قدیمیترین اسب های خالص عرب می باشد که در نتیجه بهبود نژادی قبایل عرب، اسبان ارزشمندی به دست آمدند. این گروه، خصوصیات اسبان عرب باستانی را بیش حفظ کرده اند و دست نخورده تر باقی مانده اند.- نحوه اصلاح نژاد و پرورش این اسب ها، تولید اسب های مرغوبی را باعث شد که هم در زیبایی و تناسب و هم در توان و قدرت نمونه بودند. این گروه که به نام اسب عرب ایرانی معروف می باشد، با وجود همه ضربه هایی که دیده همچنان تا روزگار ما باقی مانده است و از ذخایر ارزشمند ژنتیکی کشورمان محسوب می شود.- هر چند که ورود خون اسب های عرب وارداتی طی سالیان گذشته، تعداد زیادی از جمعیت این ذخیره ارزشمند را به شدت از خلوص تاریخی خود خارج نموده است، اما توجه به ارزش واقعی این اسب های تاریخی طی سال های اخیر، امیدواری به حفظ آنها را زنده کرده است.- هنوز هم می توان اسب های بی نظیر عرب ایرانی را که هم از نظر زیبایی مثال زدنی هستند و هم از نظر قدرت، سرعت و استقامت نمونه، در گوشه و کنار ایران زمین پیدا کرد.- خصوصیات: سر کوچک و سبک، گوش ها کوتاه، پیشانی صاف یا کمی برجسته، گردن بلند و کمانی، فاصله زیاد بین چشم ها، فک عمیق، پشت کوتاه، کپل افقی و دم پر پشت و در هنگام حرکت بالا، قلم ها کوتاه، استقامت زیاد در مسیرهای طولانی.- اگر به این نکته مهم توجه کنیم که این تیپ از اسب عرب فقط مخصوص ایران بوده و برعکس اسب های دارای خون مصری و آمریکایی و ... در جای جای زمین، یافت نمی شود، ارزش و اهمیت حفظ این گنجینه تاریخی را بیشتر خواهیم دانست.- موفقیت کشورهای تولید کننده اسبان عرب زیبایی امروزی در آن است که اسب هایی تولید می کنند که از لحاظ زیبایی، دیگران توان تولید آنها را ندارند. ما هم قدر داشته هایمان را داشته باشیم و گوهرهایی تولید نماییم که قدرت، سرعت، استقامت و زیبایی را همزمان دارند و دیگران از داشتن آن محرومند. بی شک آینده متعلق به کسانی است که بازار بی رقیب جهانی را در انحضار خود خواهند داشت.

. ویژگی های اسب ترکمن

نژاد اسب ها, عکس اسب ها

استخوان پیشانی باریک,جدوگاه معلوم صورت کشیده,فاصله دوگوش زیاد,پوست ظریف و موی نرم,گوشها نسبتا بلند,کاکل و یال کم پشت ,چشمها دو طرف استخوان صورت,فاصله دو فک مناسب با اندام اسب,رنگ قالب کهر و کرنگ,اتصال سر و گردن ظریف و متحرک ,عضلات گردن ظریف و متناسب,گردن مستقیم,اتصال گردن و سینه ظریف,سینه در طول رشد کرده,منخرین بسته,لبها آویزان ,کمر بلند,کپل افتاده,دخ کم پشت و اتصال دم بالا,عضلات شلوار و ران متناسب ,قلم ها بلند و نسبتا باریک,بخلق بلند نسبتا باریک,شکم آهویی,اتصال شکم به کپل متحرک,قد155,مناطق,ترکمنستان و دریای خزر ترکمن صحرا,اصفهان,تهران,خراسان

سر و گردن ظریف و متحرک ,عضلات گردن ظریف و متناسب,گردن مستقیم,اتصال گردن و سینه ظریف,سینه در طول رشد کرده,منخرین بسته,لبها آویزان ,کمر بلند,کپل افتاده,دخ کم پشت و اتصال دم بالا,عضلات شلوار و ران متناسب ,قلم ها بلند و نسبتا باریک,بخلق بلند نسبتا باریک,شکم آهویی,اتصال شکم به کپل متحرک,قد155,مناطق,ترکمنستان و دریای خزر ترکمن صحرا,اصفهان,تهران,خراسان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :لارا نظریان
تاریخ:سه شنبه 3 بهمن 1391-03:53 ب.ظ

چوگان










سواركاران چوبی دارند كه سر آن مثل چوب گلف است؛ هر تیم پنج سوار دارد و سعی می كند توپ را وارد دروازه حریف كند؛ تقریباً مثل فوتبال است و هر بخش یا گیم بازی «چوكه» نام دارد.



توجه ویژه رهبر انقلاب در مورد رشته ورزشی چوگان:
«چوگان مال ماست. این ورزش را احیا كنید.»

روی نقشه، دنبال باشگاه سواركاری «شهدا» می گردم و می دانم كه اواسط اتوبان «دوران» پیدایش می كنم. نقشه، قدیمی است و به جای اتوبان شهید دوران، نوشته «اتوبان بسیج مستضعفین».

بالاخره آن را پیدا می كنم اینجاست و با یك حركت انگشت به آن می رسم. در نقشه، منطقه وسیعی را با سبز كشیده اند كه یعنی اطراف باشگاه پر از جنگل و مراتع است، علائم را دنبال می كنم، مرز جنگلی تا نزدیك رودخانه جاجرود پیش رفته است و این یعنی، مساحت باشگاه خیلی بیشتر ازآن است كه حدس می زدم...

یكی می گفت: راهش خیلی دور نیست، بروی پیدایش می كنی. كمی آن طرف تر از مقبره الشهداست. درست، روبروی بازار میوه و تره بار پیروزی، آن طرف اتوبان. در راه، به حرف های سردبیر فكر می كنم، اینكه می گفت: روی چوگان بیشتر كار كنید، در تهران یكی دو جا بیشتر نیست كه چوگان دارد.

با دلهره از اینكه نكند گزارش خوب از آب در نیاید، با وسواس بیرون را نگاه می كنم كه راننده می گوید: همین جاست رسیدیم.تابلوی بالای سر اتاقك نگهبانی كه رویش نوشته شده، «سواركاری، چوگان و اصلاح نژاد اسب» این مطلب را تأیید می كند. قبل از رسیدن به باشگاه، بعد از رد كردن اتاقك نگهبانی باید از چند پیچ و جاده خاكی رد شد. اطراف جاده، مراتع زیبایی كه مادیان ها و گوسفندها در آن چرا می كنند، عكاس را هیجان زده كرده است. او از همین حالا لنزش را بر روی یكی از مادیان ها، زوم كرده و می گوید: همین جا بایستیم؟

مرجان ابوالفتحی

مانژ سرپوشیده نداریم

«باشگاه سواركاری و چوگان شهدا» با دارا بودن ۴ مانژ (میدان اسب سواری) مسابقات، پرش، سواركاری و چوگان، قدیمی ترین باشگاه، در تهران است كه قدمتش به بیش از 70 سال بر می گردد.

«حسین تیموری» مربی ارشد و مدیر آموزشی این باشگاه درباره مساحت این باشگاه و تعداد محدود مانژها می گوید: مساحت این باشگاه تا قبل از انقلاب به ۳۰۰ هكتار هم می رسید كه البته شكارگاه «خجیر» هم كه جزو اراضی اینجا بوده را هم شامل می شده اما الان شكارگاه از اینجا جدا شده و مساحت خود باشگاه با مراتع اطرافش به ۷۰ هكتار می رسد.

همچنین این باشگاه دارای ۴ مانژ است كه اگر شهرداری بتواند چند تكه زمین را كه از اینجا جدا شده به اینجا ملحق كند، وسعت باشگاه بیشتر شده و مانژهای بیشتری می توان در آن ساخت.

درحال حاضر باشگاه، مانژ سرپوشیده ندارد كه زمستان ها بتوان از آن استفاده كرد و در فصل بارندگی، به دلیل آب گرفتگی زمین باید تمرین را تعطیل كنیم. البته قبل از انقلاب قرار بود یكی از مانژها را كه الان در آن چوگان بازی می كنند سرپوشیده كنند كه نصفه كاره رها شد و الان نیاز داریم كه این مانژ را سرپوشیده كنیم اما بودجه این كار را نداریم.

خیلی ها چوگان را نمی شناسند

چوگان قدمتی ۳ هزار ساله دارد. این نظر حسین تیموری ۶۸ ساله و قدیمی ترین مربی سواركاری این باشگاه است. «رضا بهبودی» نیز كه ۴۲ ساله و باسابقه ترین مربی چوگان اینجاست می گوید: «كشتی، ورزش ملی ما نیست و از یونان آمده و فوتبال نیز انگلیسی است اما چوگان، صددرصد ایرانی است ولی كمتر كسی آن این ورزش را می شناسد.»

وی علت ناشناخته بودن این ورزش را، مشكلات خاص این رشته، مثل گران بودن آن می داند و می گوید: «هر چوگان باز باید حداقل ۲ تا ۵ اسب داشته باشد. تا بتواند زمان بازی هر ۷ دقیقه یك بار آن را عوض كند تا اسب خسته نشود. غیر از اسب چوب و توپ هم می خواهد و شركت در مسابقه برای شركت كننده خیلی گران تمام می شود.»

شیرین اما خطر ناك

محمدصادق حیرانیان ۶ سال است كه مربی سواركاری است و درحال حاضر نیز به عنوان عضو باشگاه در روزهای فرد، چوگان تمرین می كند ولی درمورد مشكلات این رشته می گوید: «متأسفانه هزینه این رشته بسیار بالاست و اكثر كسانی كه جذب رشته می شوند به خاطر هزینه بالای آن، آن را رها می كنند.

مرور تاریخچه باشگاه، سابقه آن را حتی به دوران ناصرالدین شاه می رساند. یعنی آن زمانی كه اینجا استراحتگاه ناصرالدین شاه بوده و عمارت كلاه فرنگی وسط جنگل كه به دستور ناصرالدین شاه ساخته شد یادگار آن دوران است.
همچنین این رشته خطرناك بوده و هر آن احتمال دارد برای سواركار اتفاقی بیفتد. اگر دست یا پای سواركار در حین تمرین بشكند باید یك ماه تمرین را كنار بگذارد. در نتیجه بدنش افت می كند و از كسب و كار شغلش دورمانده و هزینه ها بیشتر به او فشار می آورد.»

وی عملكرد ضعیف فدراسیون چوگان را علت ناشناخته ماندن این ورزش می داند و می گوید: «اولین سالی كه فدراسیون چوگان اقدام به برگزاری مسابقات این رشته كرد خبرنگاران زیادی حتی از همشهری آمده بودند. آنها تعجب می كردند كه این منطقه چنین باشگاهی دارد و چوگان در آن تعلیم داده می شود.

در آن سال خیلی ها جذب این ورزش شدند و علاقه مندان زیادی پیدا كرد. اما آن سیاست دیگر پیگیری نشد و همچنین انعكاس بد و ناقص چوگان در خبرها و تلویزیون عامل دیگر این ناشناخته بودن است كه باز می گردد به عملكرد ضعیف دراسیون چوگان.»

باشگاهی بی نظیر در تهران

«تیموری» در این رابطه می گوید: «حتی بچه های شهرك غرب و تجریش هم، اینجا را انتخاب میکنند. البته باشگاه خصوصی هم در تهران هست ولی نرخ كلاس های اینجا با آن باشگاه ها خیلی متفاوت است. مسیر كم ترافیك و بزرگی اینجا هم باعث شده تا اكثر علاقه مندان به این دو رشته، اینجا را انتخاب كنند.» وی درباره استفاده اهالی منطقه ۱۳ و مناطق اطراف از این باشگاه می گوید: «در شرق تهران، همین یك باشگاه را داریم، طبیعتاً ساكنان شرق تهران مثل تهرانپارس، تهران نو و پیروزی، بیشتر اینجا می آیند، چون هم اینجا را می شناسند و هم به این ورزش علاقه دارند. خود من در تهران نو زندگی می كنم . خیلی از بچه ها از تهرانپارس و نارمك می آیند.»

در منطقه ۱۳ اماكنی وجود دارد كه شاید بتوان گفت در تهران از هر جهت بی نظیر هستند. یكی از این مكان ها همین باشگاه سواركاری شهدا است كه بین دوكوه واقع شده و با احتساب مناطق جنگلی اطراف و شكارگاه حفاظت شده، یك كمربندی سبز برای تهران و یا حتی منطقه ۱۳ محسوب می شود. خود باشگاه هم از هر جهت بی نظیر است چرا كه سایر باشگاه های سواركاری دولتی در تهران به غیر از اینجا ۲ باشگاه هستند؛ یكی در امانیه كه متعلق به ارتش است و خانم ها نمی توانند از آن استفاده كنند و یكی هم باشگاه «سمند» در نوروزآباد «منطقه ۱۸» كه آموزش چوگان ندارد. همچنین از نظر وسعت و در حاشیه بودن، دسترسی به مركز شهر از طریق اتوبان افسریه و محلاتی و تنوع مانژها و اسب ها، این باشگاه نمونه است.

در این لیگ تازه تأسیس شده، باشگاه شهدا، فعلاً پنجم جدول است. تیموری در مورد مسابقات و محل برگزاری آن می گوید: «مسابقات در اینجا و باشگاه «امانیه» و «نوروزآباد» برگزار می شود همین جمعه پیش درباشگاه خودمان مسابقه بود و هفته آینده پنجشنبه، در باشگاه امانیه مسابقه چوگان برگزار می شود به هرحال، مردم بخصوص مردم منطقه بدانند جمعه ها در باشگاه مسابقه برگزار می شود بد نیست، هم تفریح می كنند هم مسابقات لیگ بدون تماشاگر نمی ماند.

برای حرفه ای شدن چقدر باید صبر كرد؟

گشت زدن در باشگاه و دیدن همه محوطه ها، اصطبل ها و مانژها دو ساعت طول می كشد. در مانژ رسمی كه اولین و مهم ترین مانژ اینجاست،6 سوارکار زن مشغول تمرین هستند.

از حدود ۳ سال پیش كه «چوگان» برای خودش دارای فدراسیون و تشكیلات جداگانه شد، این ورزش و سواركاری از جا تكان خوردند و به قول «تیموری»، «تابش» رئیس فدراسیون سواركاری، این ورزش را زیرورو كرد و برای سواركاری، لیگ راه اندازی كرد. مسابقات هم داریم؛ جمعه ها بیایید.

خانم «گرائیلی» همسر «محمد گرائیلی» یكی از كسانی است كه به همراه پسر و شوهرش در اینجا زندگی می كنند. همسر وی كه مربی سواركاریست سواركاری را از پدرش یادگرفته و خانواده پدرش نیز در همین باشگاه سكونت دارند.

خانم گرائیلی درباره زندگی در اینجا می گوید:« دیگر به زندگی در اینجا عادت كرده ام، اوایل برایم خیلی سخت بود ولی دیگر به آن خو گرفته ام ولی دوری راه و دور بودن به مركز شهر مشكلاتی را برایم ایجاد كرده است و به دلیل عدم دسترسی به خدمات شهری نمی توانم پسرم را به مهد كودك بسپارم و او مجبور است در اینجا تنها بازی كند. خانواده و اقوامم نیز به خانه ما كمتر رفت و آمد می كنند و دوری راه را بهانه می كنند». این باشگاه چند عضو دارد؟تیموری كه از اول تا آخر دیدار ما از باشگاه در كنار ما حضور دارد در جواب می گوید: «با مالكان اسب ها، ۱۵۰ نفر می شوند».

وی درباره تعداد مهترها (كسانی كه از اسب ها نگهداری می كنند) و خانوار ساكن در اینجا می گوید: «مهترهابا كشاورزان حدود ۲۲ نفر هستند و ۴ خانواده هم در اینجا زندگی می كنند».

تیموری در مورد آنها می گوید: بعضی از این خانم ها یكسال است عضو این باشگاه هستند، بعضی هایشان هم بیشتر یا كمتر ازیك سال است كه عضو باشگاه شده اند.

وی در مورد زمان لازم برای حرفه ای شدن یك سواركار یا چوگان باز می گوید: «سواركارها در پایان پنج ترم می توانند در حد معمولی سواری كنند. اما برای حرفه ای شدن زمان زیادی لازم است. در مورد چوگان نیز كه آموزشش سخت است همین طور است. در این رشته كه مشكلات زیادی دارد نیز پنج ترم لازم است تا شخص آموزش های لازم را ببیند ولی برای حرفه ای شدن راه زیادی هست.

بعد مراحل «هندی كاپ» شروع می شود و تا هندی كاپ پنجم كه آخرین مرحله است، شخص می تواند پیشرفت كند.» چوكه یا همان گیم در بسكتبال مانژی كه چوگان بازها قرار است در آن تمرین كنند خالی است. آنها هنوز نیامده اند و آفتاب ساعت ۵ بعدازظهر زیاد با ما مهربان نیست.

«جواد كلانتری» مسئول امور انتظامی باشگاه، درباره استفاده از این كلاس ها می گوید: این را هم من از طرف «تابش» رئیس فدراسیون سواركاری می گویم؛ «از كلیه خانواده های معظم شهدا، ایثارگران و جانبازان برای استفاده رایگان از این باشگاه دعوت می كنیم». و «تیموری» هم می گوید: این ورزش سالم است و اگر جوانان را به این ورزش تشویق كنیم، دنبال كارهای خلاف نمی روند. الان عضوهای ما زیاد شده و ما هر روز تعدادی از مراجعه كنندگان را به علت محدودیت اسب و ساعت های تمرین رد می كنیم. هركس وارد این رشته می شود نمی تواند آن را رها كند و اسب هم این قدر دوست داشتنی است كه با انسان سریع انس می گیرد.

وی با اشاره به این مانژ كه قرار بود سرپوشیده شود می گوید: این همان، مانژی است كه اگر بودجه و اعتبار بدهند آن را سرپوشیده می كنیم و از آن استفاده می كنیم. تیموری درباره چوگان می گوید: «سواركارها چوبی دارند كه سرش مثل چوب گلف است، هر تیم پنج سوار دارد و سعی می كند توپ را وارد دروازه حریف كند. تقریباً مثل فوتبال است و هر بخش یا گیم بازی «چوكه» نام دارد. کم كم سروكله چوگان بازها پیدا می شود، زن سفیر كره جنوبی هم، یكی از آنهاست. تیموری ادامه می دهد: «روزهای فرد به خانم ها اختصاص دارد و روزهای زوج آقایان تمرین می كنند».

چه بهتر که این رشته را بیشتر به مردم و جوان ها بشناسانیم و هرچه بیشتر برایش تبلیغ كنیم. خود باشگاه را هم بخصوص مردم منطقه ۱۳ می شناسند ولی سواركاری مخصوصاً چوگان برای مردم ناشناخته است. مردم باید بدانند بدون داشتن اسب، هم می توان اسب سواری كرد.

باشگاه سواركاری

فرودگاه: این باشگاه یك فرودگاه هم دارد كه به آن میدان هلی كوپتر هم می گویند و از آن برای صعود و فرود هلی كوپتر شاه پهلوی استفاده می شده است.









درساژ: هنرهای شخصی با اسب را «درساژ» می گویند.
تروبلد: یك نوع نژاد خالص اسب است كه در ایران و این باشگاه نمونه های آن وجود دارد.
اسب كلاسی: به غیر از اسب هایی كه مالكین آنها را به باشگاه سپرده اند تا از آن نگهداری كنند، خود باشگاه هم تعدادی اسب كلاسی دارد كه كسانی كه اسب ندارند از آنها استفاده می كنند.
موزه باشگاه: درست در كنار دفتر باشگاه قرار گرفته و اشیایی چون كالسكه و مجسمه سربازان دوران شاه، زین و وسایل قدیمی مربوط به این رشته، به معرض نمایش گذاشته شده است.

چوگان دولتی است،اما...

اینكه همه ورزش ها، فدراسیونی دارند و باید تحت نظر تشكیلات دولتی كار كنند با دو نگاه مثبت و منفی قابل بررسی اشت. اما در مورد چوگان این اتفاق نیفتاد و «ایلخان زاده» و «باقری» رئیس و دبیر این فدراسیون، در دسترس نبودند تا از آنها بپرسیم برای معرفی بیشتر چوگان به جامعه و به منطقه چه كارهایی كرده اند.








ورزشی كه دولتی باشد، حداقل حسنش این است كه می توان هر از گاهی انتظار یك اتفاق تازه، پیشرفتی محسوس و یا یك افتخار ورزشی را داشت، با رئیس فدراسیونش ساعت ها بحث كرد و به جواب این سؤال «كه چرا بعضی از ورزش ها كمتر بین مردم جا افتاده اند» رسید.

یكی اینكه به دلیل دولتی بودن، تا حدی درگیر و اسیر بوروكراسی اداری و ضوابط مدیریتی هستندو نگاه مثبت، اینكه، چون تأمین هزینه هایشان با دولت است، نگران بازگشت سرمایه نیستند، بنابراین می توانند جوابگوی طیف گسترده تری از تقاضاها باشند و از طرفی به تازگی با دستور «مهندس علی آبادی» رئیس سازمان تربیت بدنی، فدراسیون ها موظف شده اند برگزاری مسابقات و لیگ های شان را ساماندهی كنند، بخشی از هزینه های شان را خودشان تأمین كنند و مدال آور باشند كه این اتفاق، را باید به فال نیك گرفت.


اینكه به چوگان پرداخته نمی شود و اصلاً هم زیر نگاه تیز منتقدان رسانه ای قرار ندارد فرصتی مناسب را در اختیار این فدراسیون قرار می دهد تا به آرامی و دور از هرگونه هیاهو و سروصدا، چوگان را ذره ذره، احیا كنند. طوری كه حداقل كسی نباشد كه دیگر چوگان را نشناسد اما تجربه سه سال گذشته، نشان می دهد كه مسئولان هنوز نتوانسته اند از این فرصت به خوبی بهره ببرند.

امروز، چوگان نگاه و طرحی جدید را می طلبد، طرحی كه بتواند از لابه لای خطوط و كلمات درهم یك كتاب، جملاتی زیبا و پرمعنی بسازد. شاید سال ها طول بكشد تا این اتفاق بیفتد.

برگزاری لیگ منظم، طبقه بندی مربیان این رشته از نظر تجربه و تخصص و معرفی این ورزش به جامعه و یا حداقل مردم مناطقی كه در آن چوگان برگزار می شود و دعوت از مردم برای دیدن مسابقات این رشته در باشگاه هر منطقه، حداقل كارهایی بود كه باید انجام می شد.


avt.NavXp




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :لارا نظریان
تاریخ:سه شنبه 3 بهمن 1391-03:37 ب.ظ

اسب در شاهنامه

اسماعیل نساجی زواره
یکی از مهمترین ویژگیهای شعر واقعی، هنر تصویر آفرینی شاعر است که در ادبیات غرب به آن «ایماژ» می گویند. در اصطلاح عبارت است از اثری که به وسیله کلمه، عبارت یا جمله نویسنده یا شاعر ساخته می شود تا تجربه حسی او به ذهن خواننده منتقل شود.
یکی از شاعران بی رقیب ایران زمین که توانسته است هنر تصویرگری و تصویر آفرینی را در شاهکار بی نظیر خود، شاهنامه، به نمایش گذاشته فردوسی است. تصویر آفرینی متنوع در شاهنامه باعث شد بسیاری از شاعران به سرودن منظومه های مشابه پرداختند ولی هیچکدام نتوانستند از عهده این کار بر آید. زیرا در آن ها در سروده های خود صرفاً تصویر را برای تصویر آورده اند، اما تصویر برای فردوسی وسیله القای حالت ها، نمایش لحظه ها و جوانب گوناگون طبیعت و زندگی بود.
یکی از حیواناتی که بیش ترین حوزه ی تصویر را در شاهنامه به خود اختصاص داده، اسب است. یکی از قوانین کلی داستان های حماسی داشتن مرکبی خاص است که به قوت، سرعت و هوشمندی ممتاز باشد.
اسامی و اوصاف این حیوان در شاهنامه فراوان است و به اعتبار رنگ، سرعت، قدرت و... به شرح زیر به کار رفته است:
1- ابرش: اسبی است که خال های سفید، مخالف رنگ اعضای بدنش، دارد.
بینداخت رستم کیانی کمند سر ابرش آورد ناگه به بند
2- ابلق: اسب دو رنگ
به گفت و برانگیخت ابلق ز جای تو گفتی شد آن باره پرّان همای
3- اژدها: اسب درشت اندام و قوی
سپهبد عنان اژدها را سپرد به خشم از جهان روشنایی ببرد
4- اشقَر: اسب سرخ رنگ
بدین گونه تا برگزید اشقری یکی باد پایی گشاده بری
5- اهریمن: اسب سرکش
چنین بود اندیشه پهلوان که اهریمن آمد بر این جوان
6- بارکش: اسب بار بر
برانگیخت آن بارکش را زجای سوی لشکر خویشتن کرد رای
7- بارگی: اسب قوی بارکش
بدان مرغزار اندرون بنگرید ز هر سو همی بارگی را ندید
8- باره: اسب تیز رفتار و نیک
یکی باره پیشش به بالای او کمندی فروهشته تا پای او
9- بالا: اسب جنیبت، اسب کتل
ببر تخت و بالا و زرینه کفش همان تاج با کاویانی درفش
10- بور: اسب سرخ و قهوه ای
بیازید چنگال گردی به زور بیفشارد یک دست بر پشت بور
11- پوینده: اسب دونده
چو پوینده در زابلستان رسید سراینده در پیش دستان رسید
12 پیل: اسب بزرگ و سنگین
به آوردگه رفت چون پیل مست یکی پیل زیر اژدهایی به دست
13- پلنگ: اسب متکبر
چمان و چران چون پلنگان به کام نگون گشته زین و گسسته لگام
14- تازی: اسب لاغر اندام
نگون شد سر تازی و جان بداد دل توس پر کین و سر پر ز باد
15- تکاور: اسب نجیب و خوش رفتار
عنان تکاور همی داشت نرم همی ریخت از دیدگان آب گرم
16- تند تاز: اسب دونده ی خشمگین
همان گه پدید آمد از دشت باز سپهبد بر انگیخت آن تند تاز
17- تیز رو: اسب تند رو
یکی تازیانه بر آن تیزرو بزد خشم را نام بردار گو
18- چرمه: اسب خاکستری رنگ
فرستاده در پیش او باد گشت به زیر اندرش چرمه پولاد گشت
19- خر: اسب آرام و بار بر
به رزم اندرون رخش گویی خر است دو دست سوار از همه بتّر است
20- خِنگ: اسب سفید
همان شب یکی کرّه ای زاد خنگ برش چون برِ شیر و کوتاه لنگ
21- دیزه: اسبی است که از کاکل تا دمش خط سیاه کشیده شده است.
چماننده دیزه هنگام گرد چراننده ی کرکس اندر نبرد
22- رخش: نام اسب رستم
یکی رخش بودش به کردار گرگ کشیده زهار و بلند و سترگ
23 سیه: نام اسب اسفندیار
سیاوش سیه را به تندی به تاخت به شد تنگ ذل جنگ آتش بساخت
24- سمند: اسب زرد رنگ
کمان را به زه بر به بازو فکند سمندش بر آمد بر ابر بلند
25- شباهنگ: نام اسب بیژن
به پشت شباهنگ بر بسته تنگ چو جنگی پلنگی گرازان به جنگ
26- شبرنگ: اسب تمام سیاه
بر انگیخت از جای شبرنگ را بیفشرد بر نیزه بر چنگ را
27- شبدیز: اسب سیاه خسرو پرویز
بگفت و بر انگیخت شبدیز را بداد آرمیدن دل تیز را
28- شولک: اسب تیز رو
بیفتاد زان شولک خوب رنگ بمرد و نرست اینت فرجام جنگ
29- شیر: اسب شجاع و دلیر
چو مادرش بیند کمند سوار چو شیر اندر آید کند کارزار
30- عقاب: اسب تیز رو
به زیر اندر آورد و کردش دوال عقابی شده رخش با پرّ و بال
31- کشتی: اسب آب پیما
دوان باد پایان چو کشتی بر آب سوی غرق دارند گفتی شتاب
32- کوه: اسب قوی هیکل
یکی ژنده پیل است بر پشت کوه مگر رزم سازند یک سر گروه
33- گرگ: اسب خطرناک
یکی رخش بودش به کردار گرگ کشیده زهار و بلند و سترگ
34- گلرنگ: نام اسب رستم
سرش تیز شد کینه و جنگ را به آب اندر افکند گلرنگ را
35- نهنگ: اسب جنگی
چو زین برنهادش بر آهخت تنگ بجنبید بر جای تازان نهنگ
36- نوند: اسب تیز فهم و با هوش
گراینده ی تیز پای نوند همان شست بدخواه کردش به بند
37- هژبر: اسب زورمند
ورا دید بر تازی ای چون هژبر همی تاخت بر دشت مانند ابر
38- همای: اسب با شکوه
بر آمد چو باد آن سران را ز جای همان بادپایان فرّخ همای
39هیون: اسب بزرگ
خروش تبیره برآمد ز در هیون دلاور بر آورد پر




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()